درباره احادیثی که از طریق عامه درباره امامت رسیده است
حدیث هائی که از طریق سنیان روایت شده است (1) .آنچه از عبد الله بن مسعود روایت شده1- خبرداد مارا محمد بن عثمان دهنی او گفت: حدیث کرد مارا عبد الله بن جعفر رقی او گفت: حدیث کرد ما را عیسی بن یونس از مجالد بن سعید و او از شعبی و او از مسروق که گفت: نزد عبد الله بن مسعود بودیم که مردی باو گفت: آیا پیغمبر شما بشما گفته است که جانشینان پس از او چند نفراند؟ گفت: آری و کسی پیش از تو از من این پرسش را نکرده بود با اینکه تو از همه این مردم کم سن و سالتری، شنیدم پیغمبر میفرمود، پس از من بشمار نقیبان موسی علیه السلام بوجود خواهد آمد (2) .2- و همین روایت راعده ای از عثمان بن ابی شیبه (3) و عبد الله بن عمر بن سعید اشج و ابی کریب و محمود بن غیلان و علی بن محمد و ابراهیم بن سعید روایت کرده اند وهمگی اینان گفته اند (4) که حدیث کرد ما را ابو اسامه از مجالد
ص: 124
1- 118. نام مشترکی است و محققا معلوم نیست که کیست و در بعضی از نسخه ها (علی بن علی) است و او یا علی بن علی ابن نجاد است که در تقریب عنوان شده است و ثقه است و یا علی بن علی بن رزین برادر دعبل خزاعی است که در رجال نجاشی و خلاصة الرجال علامه ی حلی عنوان شده است و گمان می رود که او علی بن حماد منقری کوفی باشد و در نسخه ها تصحیف شده و علی ابن محمد و یا علی بن علی نوشته شده است.
2- 119. ایام تشریق روزهای 12 و 13 و 14 از هر ماه را گویند و مقصود در این روایت روزهای مزبور در ماه ذی حجه است برای کسی که در منی باشد.
3- 120. بعضی از اعلام گفته است که چون عمر بن ابی سلمه در صفین کشته شده است پس مقصود از ربودن در نزد معاویه زمان یکی از خلفاء ثلاثه بوده است ولی ایشان عمر بن ابی سلمد ابن عبدالله بن اسد بن هلال بن عبدالله بن مخزوم قرشی مدنی را که ربیب رسول خدا بود و در سال 2 هجری متولد و به سال 83 وفات کرده است به عمر بن ابی سلمة بن عبدالرحمن بن عوف زهری که در صفین کشته شد اشتباه کرده است.
4- 121. نجاشی این شخص را در فهرست عنوان کرده و گفته است: او ثقه و از آن گروه از اصحاب ما است که اهل کوفه بودند کتابی دارد که احمد بن محمد بن سعید از آن روایت می کند و نیز کتاب مجالس الائمه از اوست.
و او از شعبی و او از مسروق) که گفت: مردی بنزد عبد الله بن مسعود آمد وگفت: (عین روایت سابق بی کم و زیاد).3- ابو کریب و ابو سعید (1) هردو گفتند که حدیث کرد مارا ابو اسامه او گفت: حدیث کرد ما را اشعث (2) از عامر و او از عمویش واو از مسروق که گفت: در نزد عبد الله بن مسعود نشسته بودیم و قرآن خواندن می آموختیم مردی گفت ای ابا عبد الرحمن آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدید که این امت چند نفر خلیفه [پس از او]خواهد داشت؟ گفت از هنگامیکه بعراق آمده ام کسی
ص: 125
1- 122. در کتابهای رجال از عامه و خاصه عنوانی به نام خاقان بن سلیمان و نه ابراهیم بن ابی یحیی وجود ندارد و این خبر را صدوق و کلینی با دو سند دیگر در کمال و کافی نقل کرده اند در اولی (ابراهیم بن یحیی اسلمی مدینی) است و در دومی (از ابراهیم و او از ابی یحیی) است و احتمال می رود که خاقان از جعفر تصحیف شده باشد واگر چنین باشد ظاهرا می بایست ضبعی باشد.
2- 123. چنانچه می دانیم درخت خرما نر و ماده دارد و تا تلقیح انجام نگیرد درخت ماده بارور نمی شود و در کمال الدین است که درخت خرما اصلش از عجوه است.
از من این پرسش رانکرده است. آری از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدیم فرمود: دوازده نفر بشماره نقیبان بنی اسرائیل. (1) .4- عثمان بن ابی شیبه و ابی احمد ویوسف بن موسی قطان وسفیان بن وکیع (2) گفتند حدیث کرد مارا جریر (3) از اشعث بن سوار و او از عامر شعبی و او از عمویش قییس بن عبد (4) که گفت: عربی بیابانی بنزد عبد الله بن مسعود آمد در حالیکه اصحاب او در نزدش بودند گفت: عبد الله بن مسعود میان شما است؟ عبد الله را نشان دادند، عبد الله گفت: ویرا یافتی چه میخواهی؟ گفت: میخواهم از چیزی بپرسم که اگر مورد سئوال مرا از رسول خدا شنیده ای مارا نیز آگاه کن، آیا پیغمبر شما بشما فرمود که پس از او چند نفر جانشین وی خواهد بود؟ گفت: از هنگامیکه بعراق آمده ام
ص: 126
1- 124. علامه او را در قسم دوم از خالصه به عنوان جعفر بن اسماعیل مقری یاد کرده و گفته است که او کوفی است و حمید بن زیاد و ابن رباح از او روایت می کنند و ابن غضائری گفته است: که او غالی و دروغگو بود و نجاشی عنوانش کرده و گوید او را کتابی است به نام: (النوادر) و رشته ی خود را به او ذکر کرده و آنجا (متقری) است.
2- 125. شاید او همان ابوعلی و یا ابوعبدالله بصری باشد که در جامع الرواه عنوان شده است و در بعضی از نسخه ها علی بن اسماعیل است و ظاهرا او ابوالحسن میثمی باشد که کتابی در امامت دار د واو نخستین کسی است که درباره ی امامت طبق مذهب امامیه سخن گفته است.
3- 126. این خبر مقطوع است و سندی به معصوم ندارد.
4- 127. در نسخه ی عربی ماطبع مکتبه الصدوق در این جا فصلی و عنوانی اضافه شده است و در پاورقی نیز اشاره شده است: که در نسخه ی اصل نبوده ولی به نظر ما ضرورتی نداشت و حذف شد.
کسی این پرسش را از من نکرده است آری،فرمود: جانشینان [پس از من] دوازده جانشینند بشماره نقیبان بنی اسرائیل. (1) .5- و از مسدد بن مستورد (2) روایت شده که گفت: حدیث کرد مرا حماد بن زید از مجالد و او از مسروق): [که گفت:] پس از مغرب بود که ما نزد عبد الله بن مسعود نشسته بودیم واو قرآن میاموخت مردی از او پرسید و گفت: ای ابا عبد الرحمن آیا از پیغمبر پرسیدی که این امت چند جانشین دارد؟ گفت: از هنگامیکه بعراق آمده ام کسی از من چنین سئوالی نکرده است. آری،فرمود:جانشینان [پس از من] شما را دوازده نفرند بشماره نقیبان بنی اسرائیل. (3) .آنچه از انس بن مالک روایت شده است:6- آنست که روایت کرده آن را عبد السلام بن هاشم بزار (4) او گفت:
ص: 127
1- 128. او ابوبکر بن زهیر بن حرب است که نسائی از او روایت می کند و او از پدرش زهیر وظاهرا نامش احمد است ولی به این نام در کتابهای ترجمه عنوانش را نیافتیم.
2- 129. علی بن جعد بن عبید جوهری بغدادی در نزد نسائی و راستگو است و در نزد جوزجانی توثیق شده است و در نزد ابن معین ثقه است به سال 136 متولد و به سال 230 از دنیا رفته است و زهیر بن معاویة بن خدیج ابوخیثمه ی کوفی یکی از اعلام حافظین حدیث است چنانچه در خلاصه ی تذهیب تهذیب الکمال است و ثقه ی پر حافظه است چنانچه دهر تقریب است به سال 173 از دنیا رفته است و زیاد بن خیثمه ی جعفی را در تقریب گفته است که از اهل کوفه است و ثقه است.
3- 130. اسود بن سعید همدانی کوفی را ابن حجر گفته است ثقه است و حدیث را به یاد می سپارد و جابر بن سمره – با سین مفتوح و میم مضموم – ابن جناده ی سوائی – بضم سین – خود صحابی است و پدرش نیز صحابی بوده است به کوفه مسکن گزید و همانجا بدرود زندگی گفت و ذهبی در کاشف گفته است که به سال 72 از دنیا رفت.
4- 131. زیاد بن علاقه ی ثعلبی کنیه اش ابومالک کوفی است به سال 125 مرده است ابن معین ثقه اش دانسته و سماک بن حرب بن اوس ابوالمغیره ی کوفی یکی از اعلام تابعین است ابوحاتم و ابن معین توثیقش نموده اند چنانچه در خلاصه ی تذهیب تهذیب الکمال است و اما خصین بن عبدالرحمن: او ابوالهذیل سلمی کوفی عموزاده ی منصور بن معتمر است که بیشتر دانشمندان فن او را توثیق کرده اند.
حدیث کرد از برای ما عبد الله بن ابی امیه وابست به بنی مجاشع از یزید رقاشی و او از انس بن مالک که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این ار هموراه بپا خواهد بود تا پایان دوازده نفر بپا دارنده از قریش. سپس حدیث را تا پایان نقل کرده است. (1) .آنچه جابر بن سمره سوائی: خواهر زاده سعید بن ابی وقاص روایت کرده است (2) بعد از آنچه در اصل است7- عمرو بن خالد بن فروخ حرانی (3) گوید: حدیث کرد ما را زهیر بن معاویه او گفت: حدیث کرد ما را زیاد بن خیثمه از اسود بن سعید همدانی واو ازجابر بن سمره که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کار این امت همیشه مستقیم و بر دشمنش پیروز خواهد بود تا دوازده چانشین بگذرد که همگی از قریش باشند. و چون آنحضرت بخانه اش بازگشت هیئت های قریش آمدند و عرض کردند: سپس چه
ص: 128
1- 132. ظاهرا او همان ابن ابی خیثمه است که گذشت و از عبیدالله بن عمر قواریری ابوسعید بصری روایت می کند و او را ابن معین توثیق کرده است و در ماه ذی الحجه 235 وفات کرد چنانچه در تذهیب و کاشف است و در بعضی از نسخه ها – عبدالله بن عمر است – که گویا غلط نوشته شده.
2- 133. مقصود از او عبدالله بن عون خزاز بصری است که کنیه اش نیز ابوعون است و یکی از اعلام است چنانچه در تذهیب است و گفته است که ابن مهدی گوید: در عراق کسی از ابن عون داناتر به سنت نیست و روح بن عباده گوید: من از او پرکارتر در عبادت ندیدم، به سال 151 وفات کرد و سلیمان بن مهران اعمش از او روایت می کند و چنانچه عجلی گوید او ثقه و نگهدار حدیث است و ابن حجر گوید: او حافظ عارف به قرائت و با ورع و تقوی است و سلیمان بن احمر و یا سلیمان بن احمد که در بعضی از نسخه ها است از اشتباهات نویسندگان است و اما شعبی او عامل بن شراحیل حمیری ابوعمرو کوفی است که از پیشوایان معروف است و مکحول گفته است: که من فقیه تر از او را ندیدم و در تقریب گوید: ابوعمرو ثقه و مشهور و فقیه است پس از سال یکصد وفات نموده و در حدود هشتاد سال از عمرش گذشته بود.
3- 134. یحیی بن معین ابوزکریا بغدادی است که خزرجی انصاری او را در التذهیب عنوان نموده و گفته است او حافظ و امام و شناخته شده است و ابن حجر در التقریب عنوانش کرده و گفته است او پیشوای جرح و تعدیل است و در مدینه به سال 233 وفات نمود و عبدالله بن صالح ابوصالح مصری نویسنده ی لیث بن سعد بود. ابوحاتم گفته است: از ابوالاسود نضر بن عبدالجبار و سعید بن عفیر شنیدم که عبدالله کاتب لیث را می ستودند. و نیز گفته است: از عبدالملک بن شعیب بن لیث شنیدم که می گفت: ابوصالح ثقه است و مامون و لیث بن سعد بن عبدالرحمن فهمی بزرگ آنان و پیشواشان دانشمند مصر و فقیه و رئیس مصر است، و ابن بکیر گفته است که او از مالک فقیه تر بود و یحیی بن معین و دیگران توثیقش کرده اند، او از خالد بن یزید جمحی ابی عبدالرحیم روایت می کند و او فقیه دانشمندی بود که ابن حبان در ردیف افراد مورد اعتمادش آورده است، و ابو زرعه و نسائی گفته اند که او ثقه بود به سال 139 بنابر آنچه در تهذیب التهذیب است وفات نموده است.
میشود؟ فرمود: کشتار. و گوید: حدیث کرد ما را زهیر بن معاویه او گفت: حدیث کرد مارا زیاد بن خیثمه از ابن جریج (1) از اسود بن سعید همدانی و او از جابر بن سمره که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود- و حدیث را عینا نقل کرده است.8- عثمان بن ابی شیبه (2) گفت: حدیث کرد مرا جریر از حصین بن عبد الرحمن و او از جابر بن سمره که گفت: شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود: پس از من دوازده امیر بپا خواهد خاست سپس چیزی گفت که من نشنیدم از مردم پرسیدم و از پدرم که نزدیک تر از من بانحضرت بود پرسیدم. گفت حضرت فرمود: همگی از قریش خواهند بود.9- عثمان بن ابی شیبه گفت: حدیث کرد مارا حاتم بن اسماعیل از مهاجر بن مسمار (3) از عامر بن سعد که گفت: بتوسط غلامم بجابر بن سمره نوشت که چیزیرا بمن بازگو که خودت از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده باشی. بمن نوشت: عصر همان جمعه ای
ص: 129
1- 135. سعید بن ابی هلال لیثی ابوالعلاء مصری ساکن مدینه بود و گفته اند که زادگاهش مدینه بوده و بسیار راستگو بوده است و در التهذیب و تذهیب گفته است که او موثق است و ربیعة ابن سیف بن ماتع معافری اسکندرانی را ابن حجر گفته است که بسیار راستگو است و نسائی گفته است: او عیبی ندارد.
2- 136. شفی بن ماتع اصبحی کنیه اش ابوعثمان و یا ابوسهل است عجلی گفته است: چنانچه در التهذیب است او تابعی ثقه است از عبدالله بن عمروبن العاص بن وائل روایت می کند که درباره اش گفته شده است: او یکی از صحابه ی پیشین است و بسیار روایت نقل کرده است و یکی از آن افرادی است که نامشان عبدالله و خود از فقها بوده اند و اشتباه نویسندگان است که در بعضی از نسخه ها (سیف الاصبحی) نوشته اند و فرزندش عمران بن شفی اصبحی کوفی است که از اصحاب امام صادق علیه السلام است و علی بن حسن طاطری از او روایت می کند چنانچه در فهرست نجاشی است.
3- 137. عفان فرزند مسلم بن عبدالله است و کنیه اش ابو عثمان بصری است و بنابر آنچه عجلی گفته است ثقه و نگهدار حدیث است و یحیی بن اسحاق سالحینی – یا سیلحینی بنابر آنچه در التقریب ضبط کرده است کنیه اش ابوزکریا است و او شیخی صالح و ثقه و راستگو است چنانچه از احمد بن حنبل نقل شده است از حماد بن سلمة بن دینار که یکی از ابدالش شمرده اند روایت می کند و ابن معین او را توثیق نموده و اهل علم بر عدالت و امانتش اجماع دارند.
که اسلمی سنگ سار شد (1) از رسول خدا شنیدم که میفرمود این دین همیشه بر پا خواهد بود تا روز قیامت و دوازده خلیفه برای مردم خواهد بود که همگی از قریشند و حدیث را تا آخر ذکر کرده است (2) و از عباد بن یعقوب (3) نقل است که گفت: حدیث کرد مارا حاتم بن اسماعیل با سند خودش مانند همین روایت را. و از محمد بن عبد الله بن عبد الحکم نقل شده که گفت: حدیث کرد مارا ابن ابی فدیک ازابن ابی ذئب (4) از مهاجر بن مسمار با سند خودش مانند همین
ص: 130
1- 138. عبدالله بن عثمان بن خیثم ابوعثمان مگی هم پیمان بنی زهره است ابن معین گفته است که او ثقه و حجت است و ابن سعد گوید: در آخر خلافت ابی العباس یا اول خلافت ابی جعفر منصور وفات کرده است وثقه بود و از ابوطفیل عامر بن واثله روایت می کند که در باب اول یادش کردیم و گفتیم که او در روایت مورد قبول است و روایت می کند از عبدالله بن عمرو بن العاص که ترجمه اش گذشت.
2- 139. خطیب این خبر را در مجلد 6 تاریخ ص 263 با اسنادش از عبدالله بن عثمان بن خیثم و او از ابی الطفیل و او از عبدالله بن عمر و بن العاص و او از پیغمبر (ص) این چنین نقل می کند گوید: رسول خدا (ص) فرمود: آنگاه که دوازده نفر از اولاد کعب بن لؤی به سلطنت برسند کشت و کشتار خواهد شد، و در مجمع الزوائد ج 5 ص 190 نیز مانند او نقل می کند و گوید: طبرانی این خبر را در الاوسط نقل کرده و در نهایة الاثیریة است: در حدیث عبدالله بن عمرو آمده است که (دوازده نفر از فرزندان کعب بن لؤی بشمار سپس کشت و کشتار خواهد شد…).
3- 140. مقصود از مقدمی محمد بن ابی بکر بن علی بن عطاء بن مقدم است کنیه اش ابو عبدالله بصری است ابوزرعه و یحیی بن معین توثیقش نموده اند و بیشتر از عمویش عمر بن علی مقدمی روایت می کند و شاید در سند روایت سقطی باشد که او از عاصم بن عمر که پسر عمویش می باشد نقل می کند و عاصم از پدرش چنانچه در بعضی از نسخه ها چنین است: (مقدمی از عاصم بن عمر و او از عمر بن علی بن مقدام). و شیخ که این روایت را از مولف در کتاب الغیبة نقل کرده است چنین است:(از مقدمی که گفت: حدیث کرد مرا عاصم بن علی بن مقدام ابو یونس) و بالجمله عمر بن علی بن مقدام ثقفی مقدمی بنابر آنچه جزری در تذهیب گفته است همان ابوحفص بصری است ابن سعد گوید: او ثقه است ولی تدلیس می کمند و عفان گفته است: تا او نگوید: (حدیث کرد ما را) من از او سخنی را به عنوان روایت نمی پذیرم، فرزندش عاصم گفته است که پدرم به سال 190 وفات کرد و در بعضی از نسخه ها است (از علی بن مقدام ابویونس) و در بعض دیگر (ابوقریش) است.
4- 141. فطر بن خلیفه ی قرشی ابوبکر حناط کوفی است ابن حجر در التهذیب عنوانش کرده و گفته است که عجلی گوید: او از اهل کوفه است و ثقه است و حدیث اش نیکو است و کمیاز تشیع در او بوده است و ابو حاتم گوید: حدیث اش شایسته است و ابوخالد والبی کوفی نامش هرمز است و هر منیز گفته شده است ابوحاتم گفته است حدیث او شایسته است و ابن حبان او را در شمار اشخاص مورد اعتماد آورده است و ابن سعد جزء طبقه اول از اهل کوفه اش دانسته چنانچه در تهذیب التهذیب است.
حدیث را.10- و از غندر و او از شعبه (1) روایت میکند که گفت: حدیث کرد مارا ابو عوانه (2) از عبد الملک بن عمیر واو از جابر بن سمره که گفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: همواره این دین مستقیم خواهد بود تا دوازده خلیفه بپاخیزند و سپس کلمه ای گفت که من نفهمیدمش و از پدرم پرسیدم گفت: همگی از قریش باشند.11- و از ابراهیم [بن محمد] بن مالک بن زید (3) نقل است که گفت: حدیث کرد مارا زیاد بن علاقه او گفت: حدیث کرد مارا جابر بن سمره سوائی که او گفت: با پدرم نزد رسول خدا بودم فرمود: پس از من دوازده امیر خواهد بود سپس صدایش را پنهان کرد از پدرم پرسیدم گفت: فرمود: همگی از قریش خواهند بود12- و [از] خلف بن ولید لولوی (4) از اسرائیل و او از سماک نقل میکند که گفت: شنیدم جابر بن سمره میگفت:
ص: 131
1- 142. عبدالله بن جعفر بن غیلان رقی کنیه اش اباعبدالرحمن است ابن حجر گوید: که ابوحاتم و ابن معین گفته اند که او ثقة است و عیسی بن یونس بن ابی اسحاق سبیعی کنیه اش ابوعمرو است و جمعی از اعلام او را توثیق کرده اند به سال 187 و یا 190 وفات کرده است.
2- 143. مجالد بن سعید ابوعمرو و ابوسعید کوفی نیز گفته می شود درباره اش اختلاف کرده اند بعضی ضعیفش خوانده اند و جمعی گفته اند: قوی نیست و التهذیب و التذهیب در جائی از نسائی توثیقش را نقل کرده و در جای دیگر گفته است: قوی نیست، و ابن عدی گفته است که او را زا شعبی و او از جابر حدیثهائی شایسته است و مسروق فرزند اجدع بن مالک همدانی ابوعایشه ی کوفی است ابن معین گفته است: که او ثقة است و از چون اوئی نباید جویا شد، نقل از التذهیب، و شعبی همان عامر بن شراحیل است که از پیش بیان حالش گذشت.
3- 144. فضل بن دکین کموفی و نام دکین، عمرو بن حماد بن زهیر تیمی است با کنیه اش مشهور است در التذهیب گوید: او حافظ است و سرشناس و از احمد بن حنبل نقل کرده که گفته است او ثقه است و بیدار و عارف و به سال 219 از دنیا رفت و ابن حجر گفته است ثقه است و نگهدار حدیث و مقصود از فطر، فطر بن خلیفه است.
4- 145. به صحیح مسلم کتاب الامارة ح 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و 9 و 10 و صحیح بخاری کتاب الاحکام و سنن ترمذی کتاب الفتن و مسند احمد ج 1 ص 398 و 406 و ج 5 ص 86 و 90 و 93 و 98 و 99 و 101 و 106 و 107 مراجعه شود. توجه: ترجمه ی این اشخاص از مصادر سنیان نقل شد تا بیشتر قابل استدلال باشد.
شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پس از من دوازده امیر خواهد بود سپس کلمه ای فرمود که من نفهمیدم از مردم پرسیدم که حضرت چه فرمود؟ گفتند: فرمود: همگی از قریشند. [ مترجم گوید: در این روایت تردیدی از راوی هست که رسول خدا فرمود: (یقوم بعده- یا- من بعده) و هر دو بیک معنا است].13- و از حدیث خلف بن هشام بزار (1) است که گفت: حدیث کرد مارا حماد بن زید از مجالد بن سعید و او از شعبی واو از جابر بن سمره سوائی که گفت: رسول خدادر عرفه خطبه ای از برای ما خواند و فرمود: این دین همواره نیرومند و عزیز است و بر دشمنش پیروز و از هیچ کس که از این دین جدا شود ویا مخالفت با آن کند زیانی بدین نرسد ا آنگاه که دوازده نفر زمامدار شوند گوید: مردم صحبت میکردند و من دیگر نفهمیدم، بپدرم گفتم: پدر، رسول خدا که فرمود: (همگی) بعد چه فرمود؟ گفت: فرمود: همگی از قریش اند.و از حدیث نفیلی [حرانی] (2) است که گفت: حدیث کرد مارا زهیر بن معاویه او گفت حدیث کرد مارا اسود بن سعید همدانی از جابر بن سمره که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همیشه کار این امت مستقیم و بر دشمنش پیروز خواهد بود تا دوازده خلیفه که همگی از قریشند بگذرند و چون آنحضرت بخانه اش بازگشت هیئت های قریش بخدمتش رسیدند و عرض کردند سپس چه میشود؟ فرمود کشتار. (3) .
ص: 132
1- 146. ارجان با تشدید راء شهری است بزرگ و پرخیر که درخت خرما فراوان دارد و نزدیک دریا و از استان فارس است: المراصد.
2- 147. در بعضی از نسخه ها (مابد) است.
3- 148. این نامها در نسخه ها به اختلاف ثبت شده است، در بعضی چنین است: (بوقیث، قیذورا، ذبیر، مقشون، مسموعا، ذوموه، مشتو، هذار، ثیمو، بطون، یوقش، فتدموا) و در بعضی چنین است: (بقونیث، قیدووا، رثین، میسور، سموعا، دوموه، شتیو، هذار، یثمو، بطور، توقش، قیدموا). مترجم گوید: علامه ی مجلسی رضوان الله علیه روایتی را در بحار از سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب نقل می کند که او ضمن روایت مفصلی این نام ها را از کعب الاحبار و او از تورات نقل کرده. و سپس از ابوعامر هشام دستوانی نقل می کند که می گوید: یک نفر یهودی را به نام عثوا ابن ارسوا که دانشمند یهود بود در حیره دیدم و این نامها را برای او خواندم و از معنای این نامها پرسیدمش گفت این اوصاف را از کجا شناختی؟ گفتم: آنها نامها هستند. گفت: نه، نام نیست بلکه اوصاف مردمانی است به زبان عبری صحیح که در تورات هست و اگر معنای آنها را از غیر من بپرسی یا کور خواهد بود و یا خود را به کوری خواهد زد. گفتم چرا؟ گفت: اما کوری برای آنکه نمی داند و اما خود را به کوری زدن به جهت آنکه علیه دین خودش یاری نکرده و اظهار اطلاعی ننموده باشد و من که به این صفتها اعتراف کردم برای آن است که خودم از فرزندان هارون بن عمرانم و ایمان به محمد صلی الله علیه و آله و سلم دارم و ایمانم را از نزدیک ترین افرادم از یهود پنهان داشته ام و اسلام خود را بر آنان اظهار ننموده ام. و از تو که بگذرد به هیچ کس اظهار نخواهم کرد تا بمیرم. گفتم: برای چه؟ گفت: برای آنکه من در نوشته های پدران گذشته ام که از اولاد هارون اند دیده ام که ما باید به این پیغمبر که نامش محمد است به ظاهر ایمان نیاوریم بلکه در باطن به او ایمان آوریم تا آنگاه که مهدی قائم از اولاد او ظاهر شود پس هر کس از ما که او را درک کند باید ایمان بیاورد و آخرین این اوصاف صفت او است. گفتم به چه توصیف شده است؟ گفت به اینکه بر همه ی ادیان پیروز می شود و مسیح به نزد او می آید و دین او را می پذیرد و به همراه او خواهد بود. گفتم پس این صفتها را برای من بیان کن تا بدانم. گفت: آری نیکو حفظ ن و از دیگران محفوظ بدار مگر از اهلش و از محلش انشاء الله: اما (تقوبیت) یعنی نخستین از اوصیاء و وصی آخرین پیامبر و اما (قیذوا) یعنی دومین وصی و نخستین از عترت برگزیده و اما (دبیرا) یعنی دومین از عترت و سیدالشهداء و اما (مفسورا) یعنی سرور بندگان خداپرست و اما (مسموعا) یعنی وارث علم اولین واخرین و اما (دوموه) یعنی بزرگواری که از خدا سخن می گوید و راست می گوید و اما (مثبو) یعنی بهترین فردی که در زندان ستمگران زندانی شده است و اما (هذار) یعنی کسی که به حقش اعتراف کنند ولی حقش را به او ندهند و او را از وطنش بیرون کنند و اما (یثموا) یعنی کسی که عمرش کوتاه ولی آثارش دامنه دار باشد و اما (به طور) یعنی چهارمین کسی که به این اسم نامیده شده است و اما (نوقس) یعنی هم نام عمویش و اما (قیدموا) یعین کسی که از دسترس پدر و مادرش رفته باشد و به امر خدا و علم او از دیده ها پنهان باشد و به حکم او قیام کند، پایان نقل از مجلسی، و او از کتاب مقتضب الاثر.
14- و از حدیث علی بن جعد است که گفت: حدیث کرد مارا زهیر، از زیاد بن علاقه، و سماک و حصین و همه اینان از جابر بن سمره) که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پس از من دوازده امیر خواهد بود و در روایت حصین (دوازده خلیفه) سپس چیزی فرمود که من آن رانفهمیدم و بعضی از اینان در حدیث اش گفته: که (از پدرم پرسیدم) و بعضی دیگر گفته که (از مردم پرسیدم) گفتند: فرمود: همگی از قریشند. (و [از] عمرو بن خالد حرانی روایت است که گفت: حدیث کرد مارا زهیر بن معاویه او گفت: حدیث کرد مارا زیاد بن خیثمه از اسود بن سعید همدانی و او از جابر بن سمره که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همیشه کار این امت مستقیم و بر دشمنش پیروز خواهد بود تا از آنان دوازده خلیفه بگذرد. (1) .15- و از حدیث معمر بن سلیمان (2) است که گفت: شنیدم اسماعیل بن ابی خالد (3) را که [روایت میکرد] از مجالد و او از شعبی و او از جابر بن سمره): و او از پیغمبر صلی الله علیه و آله که فرمود: همواره این دین پیروز خواهد بود و آنکس که با آن ستیزد زیانی بدین نرساند تا دوازده خلیفه بگذرند سپس کلمه ای فرمود که من نفهمیدم بپدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: فرمود (همگی از قریش خواهند بود).
ص: 133
1- 149. آنچه دانشمند محترم آقای حاج شیخ محمود حلبی دامت برکاته از نسخه ی توراة استنساخ نموده و ترجمه اش را نیز نوشته است چنین است: ولیشمعیل شمعتیخا هنیی برختی اوتو و هیفرتی اوتو وهیریتی اتو بمئدمئذ شنیم عاسار نسیثیم یولد و نتتیو لغوی غادل: و درباره ی اسمعیل شنیدم (سخن و درخواست) تو را اینک من برکت می دهم او را و بارور می کنم او را و نمو زیادی می دهم او را به (مئد مئد) زیاد زیاد دوازده انسان می زاید و می دهم به او امت و (جماعت) بزرگی.
2- 150. در نسخه ها چنین نوشته شده است ولی غلط است و صحیحش یا نضر بن سوید است و یا حنان بن سدیر که هر دو در طریق این روایت واقع شده اند به بصائر الدرجات ب 3 و کافی ج 1 ص 192 و تفسیر عیاشی ذیل آیه مراجعه شود.
3- 151. یعنی فضیل بن یسارنهدی.
16- و از یزید بن سنان (1) و عثمان بن ابی شیبه روایت است که گفتند: حدیث کرد مارا موسی بن اسماعیل او گفت: حدیث کرد مارا حماد بن سلمه از سماک بن حرب و او از جابر بن سمره که گفت: شنیدم پیغمبر صلی الله علیه و آله میفرمود: این اسلام همیشه عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه، سپس کلمه ای فرمود که من نفهمیدم بپدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: فرمود (همگی آنان از قریش خواهند بود).17- و از حدیث یزید بن سنان است که گفت: حدیث کرد مارا ابو الربیع زهرانی (2) او گفت: حدیث کرد مارا حماد بن زید، او گفت: حدیث کرد مارا مجالد بن سعید از شعبی از جابر سمره که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما خطبه خواند و شنیدم که آنحضرت میفرمود: این کار همیشه عزیز و بلند پایه خواهد بود و برستیزه جویانش پیروز خواهد گشت تا آنگاه که دوازده نفر مالک شوند همگی آنان. سپس مردم هیاهو کردند وسخن گفتند و من نفهمیدم که آن حضرت پس از کلمه (همگی آنان) چه فرمود بپدرم گفتم: پدر جان بعد از کلمه (همگی آنان) چه فرمود؟ گفت: فرمود (همگی آنان از قریش خواهند بود).18- واز حدیث یزید بن سنان است که گفت: حدیث کرد مارا عبد الحمید
ص: 134
1- 152. در نسخه ها چنین نوشته شده است و گویا غلط باشد و صحیحش (سال 81 است) چنانچه در سند پیش بود زیرا این عقده بنا بر آنچه خطیب در تاریخش نوشته است شب نیمه ی ماه محرم سال 249 متولد شده است و به سال 61 دوازده ساله بوده است و غالبا این حد از سن استعداد تحمل حدیث را ندارد و در اواخر این کتاب که روایاتی را که درباره ی اسماعیل رسیده بیان می کند روایت ابن عقده از جعفر بن عبدالله محمدی در سال 268 خواهد آمد.
2- 153. زمر: 60.
ابن موسی او گفت: حدیث کرد مارا عبید الله بن عمرو (1) از عبد الملک بن عمیر و او از جابر بن سمره که گفت: با پدرم بخدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله رسیدم پس شنیدم که میفرمود: این امت جاودانه این دین را از دست نخواهند داد تا آنکه دوازده زمامدار و دوازده خلیفه بپا خیزند گوید: کلمه ای را آهسته فرمود وپدرم ازمن نزدیکتر بود چون بیرون شدم گفتم: آنچه آهسته فرمود چه بود؟ گفت: فرمود: (همگی آنان از قریشند).19- و ازحدیث یزید بن سنان است که گفت: حدیث کرد مارا حسن بن عمر بن شقیق (2) او گفت: حدیث کرد مارا اجرین بن عبد الحمید از حصین بن عبد الرحمن واو از جابر بن سمه که گفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: پس از من دوازده زمامداد قیام میکند سپس چیزی فرمود که من نشنیدم گوید: از مردم پرسیدم واز پدرم که نزدیکتر ازمن بود پرسیدم گفت: فرمود (همگی آنان ازقریش میباشند).20- و از ابن فدیک روایت است که گفت: حدیث کرد مرا ابن ابی ذئب، از مهاجر بن مسمار و او از عامر بن سعد که عامر کسی را نزد ابن سمره فرستاد که آنچه را که خودت از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده ای برای ما بازگوا کن گفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: این دین همیشه بر پا است
ص: 135
1- 154. ظاهرا از جمله ی پناه به خدا می بریم تا پایان، کلام مؤلف است.
2- 155. مقصود حمید بن المثنی عجلی صیرفی است و اوثقه است صدوق و نجاشی و علامه رحمهم الله توثیقش نموده اند و ابوسلام در بعضی از نسخه ها (ابی سالم) است ولی در کافی نیز همانند متن است.
تا آنگاه که از قریش دوازده نفر خلیفه بشوند. (1) .آنچه که ابو جحیفه روایت کرده است (2) .21- و از عثمان بن ابی شیبه روایت است که گفت: حدیث کرد ما را سهل ابن حمدا ابو عتاب دلال (3) او گفت: حدیث کرد ما را یونس بن ابی یعفور (4) او گفت: حدیث کرد ما را عون بن ابی جحیفه از پدرش که گفت: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم که آنحضرت خطبه میخواند و عمویم در برابر آنحضرت نشسته بود پس رسول خدا (ص) فرمود: همیشه کار امت من شایسته است تا آنکه دوازده خلیفه بگذرد که همگی از قریش باشند. (آنچه سمره بن جندب روایت کرده است) عبد الوهاب بن عبد المجید (5) روایت کرده از داود و او از پدرش و او از شعبی
ص: 136
1- 156. عمران بن قطر را نجاشی عنوان کرده و گفته است او کتاب خودش را از امام صادق (ع) روایت کرده است.
2- 157. نامش را به این عنوان در کتابهای رجال نیافتم و ظاهرا به قرینه ی اینکه: از بعضی از اصحابش روایت می کند او را به کتابی و اصلی بوده است و مکفوفک به معنی نابینا است و در فهرست شیخ – رحمه الله – به عنوان عمرو بن خالد الاعشی – آمده است و گفته است که او را کتابی است سپس طریق خود را به او نقل کرده است و سید تفرشی در (الکنی) گفته است ابوخالد کنیه ی چند نفر است که از جمله ی آنها همین عمرو بن خالد است.
3- 158. در باب چهارم در ذیل خبر دوم یادش کردیم و گفتیم که مقصود از او ابوالحسین اسدی است.
4- 159. در بعضی از نسخه ها چنین است: (از ابی الفضل که گفت: ابو جعفر علیه السلام فرمود).
5- 160. در بعضی از نسخه ها چنین است و کسی که مقامی را که اهلش نیست ادعا کند – یعنی امامت را -.
و او از سمره بن جندب (1) و او از پیغمبر صلی الله علیه و آله مانند روایتی را که از انس بن مالک در آغاز این باب نقل کردیم و عبد السلام بن هاشم بزار روایت کرده بود. (آنچه عبد الله بن عمر و عاص روایت کرده است)22- و از حدیث سوید بن سعید است که گفت: حدیث کرد ما را معتمر بن سلیمان (2) از هشام واو از ابن سیرین و او ازابی الخیر (3) و او از عبد الله بن عمرو… بناچار (4) در کتاب خدای عز و جل نهفته اس که دوازده نفر بر مردم حکومت خواهند کرد.23- محمد بن عثمان دهنی گفت: حدیث کرد ما را ابن ابی خیثمه او گفت: حدیث کرد ما را یحیی بن معین او گفت: حدیث کرد ما را عبد الله بن صالح، او گفت: حدیث کرد مارا لیث بن سعد از خالد بن یزید و او از سعید بن ابی هلال و او
ص: 137
1- 161. در بعضی از نسخه ها (محمد بن الحسن الرازی) و در بعضی دیگر محمد بن الحسین رازی است و پیش از این درباره اش سخن گفتیم.
2- 162. در بحار این خبر را تا اینجا گفته است و باقیمانده در حاشیه ی بعضی از نسخه ها نوشته شده است.
3- 163. این باب با روایاتش در بعضی از نسخه ها نیست گویا پس از تالیف کتاب مولف این باب را املاء نموده و نوشته شده است و به این جهت ما همگی این باب را در میان پرانتز نقل کردیم.
4- 164. این خبر در باب پیش گذشت.
از ربیعه بن سیف که گفت: در نزد شفی اصبحی بودیم که گفت: شنیدم عبد الله بن عمرو میگفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: بدنبال من دوازده خلیف خواهد بود. (1) .24- و از ابن ابی خیثمه روایت است که گفت: حدیث کرد ما را عفان و یحیی بن اسحاق سیلحینی او گفت: حدیث کرد مارا حماد بن سلمه او گفت: حدیث کرد مارا عبد الله بن عثمان ازابی الطفیل او گفت: عبد الله بن عمرو گفت: ای ابا طفیل از فرزندان کعب بن لوی دوازده نفر بشمار و سپس زد و خورد خونینی خواهد شد. (2) .در اینمعنا از طریق سنیان روایات فراوان رسیده که همگی دلالت دارد بر اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود که جانشینان او دوازده نفراند).